![]() |
![]() |
|
| زندگی |
|
سكوت مث يه واژه غريبه خجالتي٬ سر به زير و نجيبه تو اين هياهوي بزن در برو سكوت مي گه بشين يه جا سر برو سكوت اگه باشه همه مي دونن بايد بشينن و كتاب بخونن ايني كه گفتم واسه اهل علمه نه واسه آشپزي كه پخته دلمه سكوت توي ترانه باز مي تونه بمونه از تنهايياش بخونه سكوته و يه عالمه دل پُر سكوته و يه دنيا گوهر و دُر سكوت٬ تهِ تهِ يه حرف نابه حرف صدايي كه هميشه خوابه وقتي رسيدي ته خط عزيز جون نگه دارش زبونتو با دندون يه وخ ندي بندو به آب بد بشه يه سِيلي از رو سرمون رد بشه نذار زبونه كار بده به دستت ( با لحن تحسين ) جلوشو توگرفتي٬ ناز شستت صد آفرين به اون سكوت نازت به اون نگاهاي ترانه سازت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 4:34 قبل از ظهر توسط سعید مهراد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 آبان 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
پارس آنلاین آفتاب دانشگاه آزاد کرج سپیده دانایی روزنامه اعتماد ویکیپدیا سایت کتاب دل نوشته ها نتایج مسابقات فوتبال گل |
|
RSS
|