تبليغاتX
پیاده رو - در حال زندگی کنید
زندگی

هيچ‌ وقت دقت كرده‌ايد وقتي احساس خوبي درباره خود داريد، ديگران بهتر از هميشه به نظر مي‌رسند؟ آيا اين تغيير در ديگران جالب توجه و حتي عجيب نيست؟‌جهان بازتابي از خود ماست. وقتي از خود بيزاريم، از همه بيزاريم و وقتي به همين كه هستيم عشق مي‌ورزيم،‌ تمام جهان به نظر فوق‌العاده و دوست‌داشتني مي‌آيد. پذيرفتن خود يا قبول خويشتن يكي از راه‌هايي است كه انسان را در مسير شاد زيستن و بهتر زيستن قرار مي‌دهد. چگونه خود را بپذيريم؟

از اشتباهات خود بياموزيد
اشتباه‌ها ابزار يادگيري‌اند. هر بار كه ندانم‌كاري مي‌كنيد، ‌فرصتي ويژه براي رفع عيب، رشد و يادگيري به دست مي‌آوريد.

هيچ‌كس كامل نيست
هر بخش از شخصيت شما مهم است و اين شامل قسمت‌هاي بد شما هم مي‌شود. اگر تصميم بگيريد روي خود كار كنيد و سعي كنيد خود را كامل كنيد،‌ اين تصميم خودتان است،‌ اما اين را نه براي خشنود ساختن ديگران از خود، ‌بلكه به خاطر اينكه فرصت بيشتري براي آسودگي و آرامش داشته باشيد انجام دهيد.

از شكست نهراسيد
شما با ترس از ارتكاب خطا يا شكست باعث انجام ندادن كارها مي‌شويد. اگر خطر شكست و ارتكاب خطا را قبول كنيد، ‌موفقيت بيشتري خواهيد داشت. چون هراسي نداريد، ديگر اهميتي ندارد اگر شكست بخوريد. حتي مي‌توانيد آن را امري مثبت تلقي كنيد،‌چون مي‌تواند فرصتي براي يادگيري و رشد و شكوفايي باشد.

خود را بپذيريد
پذيرفتن خود باعث دوست داشتن خود مي‌شود. معني خود دوستداري سالم اين است كه ما اصراري براي توجيه خود و ديگران نداشته باشيم كه چرا تعطيلات مي‌رويم يا چرا تا ظهر مي‌خوابيم. ما بايد بتوانيم با هر كاري كه به كيفيت و شادي زندگي‌مان مي‌افزايد احساس راحتي كنيم.

در حال زندگي كنيد
راه ديگر براي شاد زيستن كه در احاديث ديني ما نيز روي آن تأكيد شده، ‌زيستن در زمان حال است. صرف‌نظر از آنچه ديروز رخ داده و آنچه فردا ممكن است اتفاق بيفتد، حال جايي است كه شما در آن ايستاده‌ايد. از اين ديدگاه، كليد شادي و خرسندي متمركز ساختن ذهن بر لحظه حال است.
آيا تا به حال به كودكان نگاه كرده‌ايد كه چقدر شادند؟ به نظر شما، دليل آن چه مي‌تواند باشد؟ ‌آنها تماماً خود را در لحظه حال غرق مي‌كنند و درگير فعاليت كنوني خود مي‌شوند؛ اين فعاليت مي‌تواند تماشاي يك سوسك، ‌نقاشي كشيدن، ‌ساختن يك قصر و يا هر چيز ديگر باشد. هر گاه در حال زندگي كنيم، ترس را از ذهن خود مي‌رانيم. اساساً ترس مقوله‌اي است مربوط به حوادثي كه ممكن است در آينده اتفاق بيفتد. اين ترس مي‌تواند چنان فلج‌كننده شود كه انجام دادن هر عمل سازنده‌اي را براي فرد ناممكن كند. ما مي‌توانيم در ذهن خود جولان دهيم، ‌چنان كه مثلاً مي‌توانيم خود را در جهنم حس كنيم. با اين همه، ‌اگر به لحظه حال نظر داشته باشيم، كه تمام دارايي ماست، هيچ مشكل بزرگي اصولاً وجود نخواهد داشت.

نتيجه
شاد بودن هميشه آسان نيست. شايد بتوان گفت شاد بودن مي‌تواند يكي از بزرگ‌ترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد و گاه مي‌تواند تمام پافشاري‌ها، انضباط فردي و تصميماتي را كه براي خود فراهم آورده‌ايم مخدوش كند. اما چون انسان افكار خود را برمي‌گزيند، الزاماً تعيين‌كننده ميزان شادي‌هاي خود نيز هست. براي شادبودن بايد بر افكار شاد تمركز كنيم، اما ما غالباً بر عكس عمل مي‌كنيم. اغلب تعريف‌ها و تمجيدها را ناشنيده مي‌گيريم، اما حرف‌هاي نا‌خوشايند را مدت‌ها در ذهن نگه مي‌داريم. شاد زيستن يك تصميم است. خيلي‌ها چنان زندگي مي‌كنند كه گويي نبايد اشتباه كنند، نبايد خطر كنند و نبايدهاي فراوان ديگر، ‌در حالي كه زندگي كردن با خطاها و اشتباهات است كه شيرين مي‌شود. قطعه زير از يك پيرمرد 85 ساله در آستانه مرگ است كه دقيقاً با موضوع بحث ما ارتباط پيدا مي‌كند: «اگر مي‌توانستم يك بار ديگر زندگي كنم، آن وقت سعي مي‌كردم اشتباهات بيشتري مرتكب شوم كه آن‌قدرها بي‌عيب و نقص نباشم. بيشتر سفر مي‌كردم و به نقاط تازه‌تر مي‌رفتم. مي‌دانيد،‌ من از آن آدم‌هايي بودم كه لحظه به لحظه عمرم را محتاط، عاقلانه و سالم زيستم. اگر دوباره به دنيا مي‌آمدم، تمام لحظات زندگي‌ام را از آن خود مي‌كردم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط سعید مهراد |